ما اومدیم با کلی عکس و خاطره بعد از سه سال و 6 ماه
سلام نفسم. سلام زندگیم.سلام عمرم![]()
چند روز پیش بعد از این همه وقت به طور اتفاقی بابا سامان وبلاگتو دید و منو صدا کرد پریناز بیا ببین چی پیدا کردم
واااااااای نمیدونی چه ذوقی کردم وقتی عکسای وبلاگتو دیدیم![]()
![]()
![]()
![]()
با دیدن هر کدوم کلی قربون صدقه ات رفتم ![]()
![]()
![]()
اخه این عکسا تو رم قبلی لپ تاب بوده و الان رمشو عوض کردیم و اینها رو ندارم.حیف که خودت اون موقع خواب بودی ونتونستم بهت نشونشون بدم ولی امروز همه رو بهت نشون دادم.اول عکس پروفایلتو نشون دادم و ازت پرسیدم پرهام مامان این نینیو میشناسی؟
گفتی:اره ی نینیه
الهی دورت بگردم من نفس که انقدر شیرینی.
گفتم:نه مامانی این نی نی تویی .تا اینوگفتم دوباره با دقت بیشتر نگاه کردی و خندیدی و سوالات مکرر شروع شد. هر کدوم از عکسارو که نشونت دادم کلی در موردش سوال میکردی![]()
منم جواب مبدادم ولی قیافم اینطوری بود![]()
![]()
![]()
خلاصه هر دوکلی ذوق کردیم عکساتودیدیم.
این مدت طولانی که نبودیم خیلی اتفاقات خوب وبد افتاده و برای من مشکلی پیش اومد که کلا فراموش کردم وبلاگتو و خلیلی از دلخوشی ها رو![]()
ولی الان خوبم خدا رو شکر.
از این به بعد هر زمان وقت کردم میام و خاطراتمون رو ایجا ثبت میکنم برات.
ماشالا الان حسابی بزرگ شدیوچند روز دیگه 4 سالت میشه![]()
![]()
الان چند روزه همش میپرسی مامان کی تولدم میشه؟حسابی منتظر روز تولدت هستی.البته منم دست کمی از تو ندارم و ذوق دارم واسه اون روز و همش دارم برنامه ریزی میکنم که چه کارایی قراره انجام بدم.![]()
به امید خدا .ایشالا با دل خوش و شادی سپری بشه.
اینم جدیدترین عکسایی که ازت گرفتم و الان داشتم![]()
![]()


کلی عکس و فیلم از این 4 سال داری که از امروز همه رو میزارم وبلاگت.
فعلا برم تا شام درست کنم تا بعد![]()
![]()


ما اومدیم با کلی عکس و خاطره بعد از سه سال و 6 ماه 
